المپیاد بین المللی نانو

۲۲ اردیهشت ۹۶ 
هفتمین دوره مسابقه ملی نانوفناوری با شرکت بیش از ۶۰۰۰ نفر از علاقمندان نانو که عمدتا دانشجویان رشته های مرتبط بودند برگزار گردید
اواخر خرداد ۹۶ 
اسامی برگزیدگان اعلام شد
۲۲ تیر ۹۶ تا ۳۱ تیر ۹۶
اولین دوره توانمند سازی فناوران نانو با عنوان نانواستارتاپ با شرکت ۱۰۰ نفر اول مسابقه ملی نانو در دانشگاه صنعتی شریف برگزار گردید . طی این دوره شرکت کنندگان طی ۷ روز با شرکت در کارگاه های آموزشی فشرده و اشنایی با اصول استارتاپ ، تجاری سازی ، فناوری نانو و بازاریابی و ... اقدام به تیم سازی نموده و هر تیم با زمینه " آب" به ایده پردازی مرتبط با فناوری قابل تجاری سازی نانو پرداختند . در روز ششم هرتیم درمورد ایده پیشنهادی یک سند فنی و یک سند تجاری برای اثبات علمی و فنی کارایی و سوداوری ایده به هیات داوران ارائه نموده و در روز هفتم به ارائه حضوری ایده پرداختند. در روز پایانی ۷ تیم برگزیده جهت شرکت در مرحله دوم انتخاب شدند. 
۱ مرداد ۹۶ تا ۱۹ مهر ۹۶
مرحله دوم نانواستارتاپ با تعیین پشتیبان فنی و تجاری برای هر تیم و برگزاری کارگاه های آموزشی حضوری و مجازی ، برای تکمیل اسناد فنی و تجاری و تولید نمونه اولیه ( MVP) برگزار گردید . در هفته اول دوم مهر ماه به هریک از تیم ها در نمایشگاه فناوری نانو در تهران غرفه ای جهت معرفی محصول و هماهنگی های نهایی اعضای تیم ها اختصاص داده شد و در نهایت تیم ها محصول خود را در روز ۱۹ مهر به مدت ۳۰ دقیقه به زبان انگلیسی در مقابل متخصصان ارائه نموده و داوران بر اساس ارائه حضوری و اسناد تکمیل شده فنی و تجاری ، دو تیم را جهت شرکت در المپیاد بین المللی نانوفناوری معرفی نمودند.
۲۱ تا ۲۸ فروردین ۱۳۹۷
المپیاد بین المللی نانو با حضور سه تیم چند ملیتی از اروپا و تیمهایی از مالزی ، تایوان، روسیه ، کره جنوبی و چین در محل پارک علم و فناوری پردیس تهران با عنوان INO2018 برگزار گردید. در این مرحله تیم ها در کارگاه های پیشرفته بین المللی در زمینه های استاندارد سازی، تجاری سازی و تولید و توجیه فنی اقتصادی فناوری از حضور اساتید برجسته بین المللی و ایرانی استفاده نمودند و به تکمیل نهایی طرح های خود و ارائه روزانه به کمیته داوری پرداختند. در روز های ۲۷ و ۲۸ فروردین تیم های طی دو مرحله ضمن ارایه بخش فنی و تجاری طرح خود به سوالات داوران و سایر اعضای سایر تیم ها پاسخ دادند. در نهایت در بخش فنی تیم مالزی و در بخش خلاقیت تیم تایوان و در بخش تجاری سازی و بازار تیم های ایران برگزیده شدند.

خبر المپیاد

"برده داری مدرن در مدارس خرید خدماتی"


پای درد دلشان نشستم میگفتند تا ۳۱ شهریور بلاتکلیف بوده اند بیمه ندارند کمتر از نصف حداقل حقوق با تاخیر فراوان حقوق می گیرند که نیمی از آن را هم برای بیمه می دهند. برای جلب رضایت کارفرما از نیم دیگر بخش مهمی را برای کلاسشان هزینه می کنند. چوب تهدید به اخراج دائما بالای سرشان است و حق اعتراض ندارند. با دل خون مجبورند سخت کار کنند. خودشان می گویند خوب کار میکنند اما دلشاد کار نمی کنند و نمی توانند شاگردانشان را شاد و امیدوار کنند. مجبورند هر روز دوره های ضمن خدمت رنگارنگ بی کیفیت بروند. دوره هایی که باید تابستان می رفتند. طرح ها و پروژه ها و پژوهش های فرمایشی مختلف کارفرمای تاجر پیشه را با هزینه شخصی جهت جلب رضایت همایونی انجام دهند. 
این معلمان نسلی شاد و امیدوار و خلاق و متفکر و اخلاق مدار و ... را تربیت خواهند کرد . من شک ندارم شما چطور؟
تصور می کنم چند سال بعد ... صبح از در خانه که بیرون می زنم روی دیوار روبرو با اسپری قرمز و خیلی بد خط نوشته:
" خدمات پیمانکاری ۱۴۰۴
تخریب و ساخت بنا
لوله کشی اب و گاز
نگهداری سالمندان 
اموزش و پرورش
با مدیریت کامبیز --------۰۹۱۳"

 

"کامبیز بازی"


سال ها پیش در دبیرستان شبانه روزی نمونه سلامتیان تدریس می کردم. در آن روزگار میان بچه ها اصطلاح "کامبیز " و " کامبیز بازی" رد و بدل می شد و من نفهمیدم منظورشان چه بود و اصولا کامبیز ها چه کسانی بودند و کامبیز بازی چگونه انجام می شد. 
اما حالا با تجربه کردن و مطالعه احوال دولت های خدوم جمهوری اسلامی تازه متوجه شدم که کامبیز ها صاحبان ژن های خوبند و کامبیز بازها کاشفان این قلمبه های استعداد. خدا من را ببخشد . چقدر افکارم منفی بود. 
کامبیز به فردی با دنیایی توانایی بالقوه ژنتیکی گفته می شود که به شدت متصل و منتسب به یک شیفته خدمت و جناح حاکم بوده و اسانسوری طبقات ترقی را طی کرده توسط یک کامبیز باز حرفه ای که عمری به عنوان ذخیره نظام شیفته خدمت بوده بر صدر نشانده می شود تا استعدادش شکوفا گردد. البته کامبیز ها همیشه جوان هم نیستند اما در هر حال سیمشان متصل و ژنشان خوب است . کامبیز ها مراتب و مدارجی دارند که بر اساس آن می توانند در سمت های محلی، استانی و ملی به کار گمارده شده و گاهی از تسهیلات بلاعوض و بلاتضمین و بلاشک و بلاپیگیری برخودار شوند. البته در صورتی که کامبیزی نتواند یا نخواهد استعدادش در داخل کشور کشف شود خانواده اش درد فراق و خودش رنج هجرت را پذیرفته و در سرزمین های کفر به ترویج ارزشها خواهد پرداخت.
در پایان باید به اطلاع عموم برسانم که کامبیز و کامبیز باز می توانند اصول گرا یا اصلاح طلب و یا دو جنسیتی ... ببخشید دو جناحی باشند.
یا حق . حسن متقی

 

بی ربط های با ربط (3)

چند سال پیش گروهی از جوانان خلاق را میشناخنم که چند ده اختراع در زمینه الکترونیک و مکانیک داشتند

ایده پرداز این گروه یک مهندس کشاورزی بود که اصلا از الکترونیک و مکانیک سررشته نداشت

دوستانش که همه مهندس الکترونیک بودند میگفتند که موقع کار اصلا اون رو تو کارگاه راه نمیدند

نظرشون این بود که ایده پرداز نباید از محدودیت ها و مشکلات اجرایی کار مطلع باشه چون این مانع خلاقیت می شه . ایده پرداز فقط باید ایده های رویایی بده و برداشتن محدودیت های علمی و اجرایی کردن ایده وظیفه تیم تخصصیه.

حالا در اموزش و پرورش و بسیاری از مدیریت های ما خلاقیت گم شده و ترس و احتیاط و در نتیجه درجا زدن جای اون رو گرفته چرا که مدیران بیش از حد با تجربه و بیش از حد اشنا به محدودیت ها ، نمیتوانند احتیاط خود را کنار بگذارند و از درون جعبه خود ساخته کمی خارج شده و با تفکر خلاق تغییری ایجاد کنند

به نظر شما بهتر نیست گاهی به افرادی در بیرون جعبه اعتماد کنند و با تجارب متعالیشان و دانش بی نهایتشان ایده های خلاق و رویایی امثال من را به واقعیت پیوند دهند؟

 

بی ربط های با ربط (2)


همه چی آرومه غصه ها خوابیدند
اما اگر بیشتر دقت کنیم مشکلاتی هم هست که البته رسانه ها نباید بزرگ نمایی کنند.
انشالله با روندی که داریم می بینیم همه چیز رو به بهبوده و به خصوص آموزش و پرورشمون. بنابراین نیازی به بحث و طرح همان معدود مشکلات کوچک هم نیست. امروز هم که جلسه شورای معلمان در تقدیر از عملکرد نظام به خوبی و خوشی در دفتر مدارس برگزار شد. 
"... اسوده بخواب که ما بیداریم."
در اموزش و پرورش عدالت اموزشی برقرار و کیفیت آموزش هم عالی. پرورش هم که در سطح عالی صورت میگیرد و شهروندانی فهیم و ماهر یک به یک از این دستگاه عریض و طویل خارج و به اجتماع هدیه می شوند. معلمان در نهایت رضایتمندی از زندگی نسلی شاد می پرورند و سرمایه گذاری عظیم دولت در این نهاد سرمایه ای جواب داده است. پس
".... آسوده بخواب که ما بیداریم"
خانواده ها راضی و اموزش و پرورش رایگان و سرانه جاری به سمت مدارس. فعالیت های پژوهشی و کار آفرینی و شکوفاسازی استعدادها با حضور نیروهای با انگیزه و آموزش دیده و به روز در جریان است .
".... آسوده بخواب که ما بیداریم"
اموزه های دینی و ارزش های ملی و فرهنگی در سایه ی این فضای با طراوت و با نشاط و توام با رضایتمندی هر روز عمیق تر از دیروز در دانش اموزان نهادینه می شود و شوق دینداری و عشق به وطن در برق چشمان فرزندانمان موج می زند. 
" .... آسوده بخواب که ما بیداریم"
مدارسمان همه استاندارد و محکم و ایمن. نه دیواری می ریزد و نه اتشی زبانه می کشد و نه حادثه ای . همه چیز امن و امان است . 
".... اسوده بخواب که ما بیداریم" 
....
خواب مانده را می شود بیدار کرد اما خواب زده را نه!!!
باورمان شده که این وضعیت عادی است و پرداخته ایم به حواشی. برای خودمان نوشابه باز می کنیم و تعارف تکه و پاره. کاش پیرمرد طبسی می امد و برای من یک دوره ضمن خدمت " فرهیختگی " می گذاشت . البته بدون بار مالی...

چرا در آموزش و پرورش و به خصوص پرورش هیچ پیشرفتی ندارد ؟ چرا هر روز طراوت و انگیزه و امید در این وزارت خانه کم رنگ تر و بعید تر می شود. چرا الان حال آموزش و پرورش اینقدر بد است ؟؟؟ 
راستی چرا ؟
با این شرایط نمیدانم بگویم این وضعیت حاصل بی تدبیری مدیران گاهی فسیل این مجموعه است یا این که بپذیرم مدیران توانمندند وخوش فکر ولی درد آموزش و پرورش بی درمان است و این سرطان متاستاز کرده را فکر و تدبیر درمان نمیکند. وای به حال ما اگر دومی درست باشد . من ترجیح میدهم اولی را بپذیرم

 

بی ربط های با ربط


نظام ما و دولت ما به حداقل خواسته ها از آموزش و پرورش که همانا اموزش سواد خواندن و نوشتن و اشتغال و سرگرم کردن نسل ۶ تا ۱۸ سال است اکتفا کرده اند و به این باور رسیده اند که آموزش و پرورش کار خودش را با همه کاستی ها و بی مهری ها در حد همین حداقل ها انجام میدهد. و آموزش و پرورش ما عادت کرده به این که مسئولیت های خود را به هر شکل ممکن از سر خود باز کرده و فقط درگیر تامین حقوق مصوب کارکنانش باشد و چیزی بیشتر از دولت نخواهد و فریادی نزند. بخشی بزرگ از این بار را بر دوش معلمانش انداخته و روی ایثار گری معلمانش حساب ویژه باز کرده و امان از این آفت بزرگ . ایثار افتی است که از بعد از انقلاب به جان سیستم اداری ما افتاد و آن را به شدت بیمار و مدیران را به شدت ناکارآمد و تنبل کرد. معلمان با افزایش غیر قانونی ساعاتشان و پرداخت شدن با حداقل ۶ ماه تاخیر حق التدریس و عدم افزایش سالانه حقوق متناسب با تورم و اجرایی نشدن و یا اجرای ناقص بسیاری از قوانینی که در سایر دستگاه ها اجرایی شدند و ده ها مورد دیگر با ایثارگری کنار آمدند و دم نزدند. مدیران مدارس با ایثارگری در برابر سوء تدبیر و تنبلی و مسئولیت ناشناسی سیستم اداری سپر بلا شده و با اخذ کمک های نه چندان داوطلبانه اولیا با گذشتن از حق خود و خانواده، امور مدارس را تا حد امکان به سامان رسانده و مسئولین بالادستی را به این باور رسانده اند که امور خود به خود سامان خواهد یافت و دربسیاری از موارد به دلیل همین ایثارگری چوب دوسر طلا شدند.
ساخت و ترمیم مدارس را هم که به خیران سپرده اند و خیالشان راحت و خیران هم انشالله انشالله فقط برای رضای خدا می سازند
از طرف دیگر وزارت محترم در تمام سال های پس از انقلاب به فکر خارج کردن بخشی از دانش اموزان از مدارس دولتی به سیستم های غیر دولتی و برداشتن بخشی از بار خود بوده و البته در این راستا چه بسیار بوده اند که از درون وزارت خانه و یا بیرون آن به روش های مختلف کلاه های مرغوبی از این نمد رنگین برای خود ساخته و پرداخته اند و این روش جدید مدارس خرید خدمات هم در همین راستاست. طرف قراردادهایی که بدون نظارت کافی، به دنبال پیدا کردن نیروی کار ارزان با هرکیفیتی هستند تا ... . و مسئولینی که ذوق زده این ابتکار بی نظیرند. با این وضع بوی بهبود از اوضاع آموزش و پرورش به مشام نرسیده و نمیرسد و تغییر دولت ها و تفکر ها هم تاثیری نداشته و ندارد. همه ضعف خود را یا توجیه کرده و یا به گردن قبلی ها انداخته اند. طوری که داستان طنز "حضور بازرس اموزش و پرورش در مدرسه دو نوبته و سوال او در مورد کنده شدن در خیبر" را به یاد ادم می آورد.
آموزش و پرورش راه را بر ادامه تحصیل معلمانش به بهانه های واهی بسته و اموزش های ضمن خدمت را از سر خود بازکرده و به دنبال مفت و مجانی کردن ان است و یا آن را مجازی کرده و ارتقای حرفه ای را از یاد برده و خود را به خواب زده و رویا پردازی کرده و ...


و اما دانشگاه ماموریت گرای!!! فرهنگیان که آن هم خود حکایتی دارد. دانشگاهی که باید ان را مدرسه متوسطه سوم نامید . دانشگاهی ماموریت گرا که هیچ کس برایش تره هم خرد نمیکند. نه وزارت علوم آنچنان که باید به رسمیتش می شناسد و نه وزارت اموزش و پرورش. مثل یک وصله ناجور است برای هر دو. با ساختاری ضعیف و بیمار و به شدت سیاست زده. مدیریت های جناحی ، هیات علمی که بسیاری از آن ها به دلیل فسیل شدن در آن مجموعه تغییر وضعیت داده اند و یا در دولت های مختلف صاحب مسئولیت بوده و در پایان حاکمیت جناحشان خود را وارد این مجموعه کرده اند و مدرسان حق التدریس که با یک سال و نیم تاخیر حق التدریس اندکشان را می گیرند. سیستم اداری راه خودش را می رود ، نهاد نمایندگی راه خودش و دانشجویان به راهی دیگر. دانشجویانی سر در گم ، گاه با استعداد و گاه نامتناسب با معلمی که در گزینشی نامشخص و ناقص و غیر شفاف جذب شده اند.
درس هایی گاه غیر ضروری می خوانند و در مضیقه امکانات و درس کارورزی... . همین امسال من با هزار ترفند برای یک گروه پانزده نفره در مدارس کل شهر اصفهان جا پیدا کردم. نه ادارات و نه مدیران و نه معلمان آنچنان که باید با همکاران اینده و اینده دار و جوان خود برخورد شایسته ای نداشته و ندارند( در اکثر موارد) و گاه از حضورشان در مدارس سوء استفاده می شود ....
اما در نهایت آنانکه در دانشگاه فرهنگیان و برای معلم شدن درس اموزش دیده اند اولی ترند.
گفتنی ها بسیار است و گوش برای شنیدن کم و زبان های بسیار برای توجیه این ناکارامدی ها ...
یا حق
معلم ناچیز!!! حسن متقی