وسط جلسه ی گروه موبایلم زنگ خورد . نگاه کردم از دبیرستان شاهد بود . صدای ان سوی خط گفت آقای مزروعی هم... خودم بقیه را حدس زدم.

گلزار شهدای مارچین و صدای شیون زنان و اشک ارام و سوزناک مردان.

مراسم چهلم جامی همین پنج شنبه ی گذشته بود. سال ۸۹ اصلا برای دبیرستان شاهد نیلی پور خوش یمن اغاز نشد. در همان تعطیلات نوروز دست اجل اقای جامی ،همکاری بسیار محترم و دوست داشتنی را با یک تصادف از ما گرفت و حالا اقای مزروعی که ماه ها با سرطان دست و پنجه نرم کرده بود در برابر این بیماری که نه در برابر تقدیر الهی سر تسلیم فرود آورد.

امروز صدای پای مرگ را شنیدم که نزدیک و نزدیک تر می شود. خداوندا عزیزان از دست رفته را قرین رحمت بی کرانت و ما را مشمول لطف بی مثالت قرار ده و عاقبتمان را به خیر گردان.