سلام بابا                              

سلام به تخت و صندلی خالی ات

سلام به عصا و کلاهت

دو سالی بود که زمین گیر بودی اما .... اما به زمین گیر نبودی. از اول هم گیر دنیا نبودی ...

 این را پینه های دست هایت ... چروک پیشانی ات ... کمر خمیده ات و زانوان دردمندت

فریاد می زد.

پیشه ات تلاش بود و روزی ات قناعت . کاش برایت باقیات صالحی باشیم . کاش سپرده هایی

که در دنیا گذاشتی برایت درصدی سود در دیار باقی حواله کنند.

خدایت رحمت کناد.