پدر و مادر شهرم میمه

کهرو …
ای پدر پیر شهر و دیارمان ؛
ای سر بر آسمان و سپید موی ؛
زیبای با وقار
بردامنت چشم به دنیا گشوده ایم
و بر شانه هایت کودکی را تا جوانی صعود کرده ایم
با ریش و موی و جامه ی سپید برازندگی و ابهت صد چندان یافته ای
سپیدی سر و دامنت افزون و مستدام

تا پستان مادر میمه … مزد آباد مهربان
همیشه جوشان و با سخاوت
برای لب های تشنه ی ما کودکان ابدی میمه ؛
جاودان بماند.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 19:46 توسط حسن متقی
|








از حضورتون در وبلاگم ممنونم